چشم به راه
.jpg)
بشوی اوراق اگر هم درس مایی ، که علم عشق در دفتر نباشد

.jpg)
بعدا نوشت : قبل از هر چیز صعود تیم ملی رو تبریک میگم . دیروز بعد برد بچه هامون
فورا اومدم و این کار رو گذاشتم وب . اگه خوب نشده چون با عجله بود .آخه قرار بود
با امیر بریم بیرون و تو جشن و شادی با بقیه ی مردم همراه بشیم
ولی عمه تو آخرین لحظه ضد حال زد و گفت : نه ... نمیشه ... خیابونا شلوغه
امیر هم خوب میدونم این جور مواقع چه جوری رانندگی میکنه و ....
خلاصه اونقدر گفت و گفت که حال هر دومون رو گرفت ما هم نشستیم سر جامون
(انگار با دو تا بچه طرفه امر و نهی میکنه ) بعد وقتی دید ما ناراحت شدیم اومد بالا و
گفت : من از سر نگرانی گفتم ... حالام پاشید برید فقط مواظب خودتون و دور و برتون باشید
مام قهر کردیم هر چی عمه اصرار کرد نرفتیم . به امیر گفتم اگه الان خونمون جدا بود میرفتیم و
میومدیم بدون اینکه کسی بفهمه و ... هیچی دیگه امیر هم یه کمی طرف مامانش در اومد و
خواست تبرئه اش کنه و منم دلخور شدم و قهر کردیم و منم شام نخوردم و هنوز هم قهریم
امروز صبح هم بعد رفتن امیر عمه چند بار صدام زد برم برا صبونه (میخواست از دلم دراره )
ولی من جواب ندادم یعنی خوابم . اینم از خوشحالی ما
این پست مخاطب خاص داره ... البته بقیه هم میتونن بخون و آویزه ی گوش کنن تا مثل این بنده خدا تو چاله نیافتن که از قدیم گفتن اگر از زندگی دیگران عبرت نگیرید از زندگیتان عبرت میگیرند ....
(با شما هستم!)
((چه کسی گفته گرانی شده است؟
سلام . دیشب عروسی بودیم جای همه گی خالی
این اولین عروسی بعد از عروسی خودمون بود که میرفتیم خیلی خوش گذشت
ایشالا قسمت همه ی دختر پسرا
منم رفتم آرایشگاه و حسابی خوشکل کردم و امیر تا رسیدیم باغ بیشتر نگاهش به من بود تا به خیابون
حسابی رفتم تو حس و حال شب عروسی خودمون دوباره برگشتم به اون شب
فکر میکردم فقط خودم اینجوری شدم موقع برگشتم دم باغ که امیر رو دیدم اونم همین جوری بود
برا برگشتن با وجود اعتراض من پشت سر ماشین عروس همه ی خیابونا رو چرخید
اونم بایه رانندگی وحشتناک صدای سیستمش هم تا آخر
یه دست منم تو دستش ..... امیر حسابی برگشته بود به همون شب عروسیمون ...
هیچی دیگه دیشب تا نزدیکیای صبح بیدار بودیم و برا همدیگه خالی بستیم
و هندونه زیر بغل هم گذاشتیم
الان تازه بیدار شدم امیر رفته منم هنوز پایین نرفتم ....
از خدا میخوام همه تون رو به این شبای خالی بستن و هنودونه زیر بغل طرف زدن برسونه
آمین
.jpg)
اگر تو نبودی عشق نبود
همین طور
اصراری برای این زندگی
اگر تو نبودی
زمین یک زیر سیگاری گلی بود
جایی برای خاموش کردن بی حوصلگی ها
اگر تو نبودی
من کاملا بیکار بودم
هیچ کاری در این دنیا ندارم
جز دوست داشتن تو

با هم که باشیم سه تاییم
من
تو
بوسه
بی هم که باشیم چهار تاییم
تو با تنهایی
من با رنج

گفتم دنیا را میگردم
گفتم بدون تو هم به آرامش میرسم
گفتم ...
گفتم و با حرفهایم شکستمت
دنیا گشت و گشت حال من از حرف خود برگشتم
این روزها
لبخندت را در گلدان میکارم
و تمام خانه گل میدهد